اما با خودمان نیستیم !
انگار روح مان می رود همان جا که می خواهد، بی صدا،
بی هیاهو ... همان لحظه هایی که ...
راننده آژانس می گوید: رسیدین!
فروشنده می گوید: باقی پول را نمی خواهی؟
راننده تاکسی می گوید: صدای بوق را نمی شنوی؟
و مادر صدا می زند: حواست کجاست؟
ساعت هایی که ... شنیدیم و نفهمیدیم ... خواندیم و
نفهمیدیم ... دیدیم و نفهمیدیم ...
و تلویزیون خودش خاموش شد! آهنگ بار دهم تکرار شد!
هوا روشن شد ... تاریک شد ... چای سرد شد ... غذا یخ زد!
در یخچال باز ماند ... و در خانه را قفل نکردیم!
و نفهمیدیم کی رسیدیم به خانه ... و کی گریه هایمان بند آمد!
و کی عوض شدیم ... کی دیگر نترسیدیم ... و چطور یکباره
آنقدر بزرگ شدیم ... و از آرزوهایمان کی گذشتیم!!!
" و یک لحظه سکوت ... برای لحظه هایی که با خودمان نیستیم"
به یاد مهراوه ...ما را در سایت به یاد مهراوه دنبال میکنید
برچسب: یک لحظه سکوت,یک لحظه سکوت برای لحظه هایی,یک لحظه سکوت برای,يك لحظه سكوت,یک دقیقه سکوت,یک دقیقه سکوت برای,یک دقیقه سکوت به خاطر,یک دقیقه سکوت به احترام,يک دقيقه سکوت,یک دقیقه سکوت آرش رستمی, نویسنده: بازدید: 29